شمس الدين محمد بن محمود آملي
30
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
دل او به خدا نزديكتر خدا بأو نزديكتر . و از آن جمله حياء و حيا از جمله أحوال مقربانست چندانكه قرب زيادتر حيا بيشتر و هر كه حال حيا هنوز به دو نرسيده علامت او آنست كه هيچ مرتبهء از مراتب قرب نيافته است ، و حيا آنست كه باطن بنده از هيبت اطلاع خداوند منطوى گردد . و حيا بر دو نوعست حياى عام و حياى خاص حياى عام صفت اهل قرب ( مراقبه خ ) است كه قلب ايشان از هيبت اطلاع رقيب قريب جل ثناؤه بر سيئآت و تقصيرات خود منطوى گردد . چنان كه ذو النون گفت : الحياء وجود الهيبة في القلب مع حشمة منك إلى ربك . و حياى خاص صفت اهل مشاهده است كه روح ايشان از عظمت شهود حق در خود منطوى گردد . و از آن جمله انس و هيبتست ، و انس عبارتست از التذاذ باطن بمطالعه كمال جمال محبوب و هيبت عبارت از انطواء باطن بر مطالعه كمال جلال محبوب و منشاء انس و هيبت يا جمال و جلال صفات بود كه مشرب قلب است ، يا جمال و جلال ذات كه مشرب روح است و استقلال انس و هيبت چون باعتبار حال وجود تواند بود لا جرم انس و هيبت قلب بسبب نازله حال فناء وجود تكوين در معرض زوال و فنا افتد ، و انس و هيبت روح بسبب بقاء وجود و استقرار او در محل تمكين از تعرض فنا أيمن باشند و تا حال مشاهده مستقيم نگردد مقام نشود . انس و هيبت در باطن متناوب و متأدب باشند ، گاه از انبساط حال انس غلبه كند ، و گاه از فرط انقباض حال هيبت غلبه كند و چون در مقام مشاهده تمكن يافت حال انس و هيبت درو مستقيم و معتدل گردد . و از علامات اهل انس يكى آنست كه از غير محبوب و مأنوس خود متوحش باشند تا غايت كه از نفس خود وحشت دارند چنان كه شبلى فرمود : الانس هو